لطفا کمی صبر کنید
سایت در حال بارگذاری است.
خاطره افطار (ویژه نامه رمضان)

بوی افطاری در راهرو پیچیده بود، هنوز بچه ها داخل کلاس منتظر تمام شدن درس استادشان بودند، زنگ شیمی با آن فرمول های عجیب و غریب و مسائل کشدارش انگار تمام نشدنی بود:
استاد: "انرژی آزاد شده در هر واکنش برابر است با..."
بچه ها: "ببخشید استاد واسه افطار نون بربری گرفتند یا نون لواش؟!"
- چه فرقی میکنه؟ کارتونو بکنید...،بله می گفتم در این واکنش...
- آقا اجازه؟ میشه بریم به آش رشته سر بزنیم؟! ته نگرفته باشه؟
-ای آقا جان، دارم درس میدما،یعنی چه؟! بعله! می گفتم، گرمایی که در اثر این فرآیند...
-استاد شرمنده، میشه بریم ببینیم پنیر خامه ای گرفتن یا پنیر باز؟!
...
و به محض شنیدن صدای ربنا و بعد هم اذان، بچه ها مثل مار گزیده ها به هم میپیچیدند و هر از گاهی به استاد خسته نباشید می گفتند (که یعنی تمومش کن،مردیم از گشنگی)
-استاد؟ میشه خسته نباشین؟!
-دهه! مگه نمیبینید هنوز نصف کتاب مونده؟ اینجوری میخواید کنکور بدید؟ واقعا که...
-استاد جون مادرتون...
-استاد ارواح خاک مامان بزرگتون...
-استاد...
-استاد...
و اینگونه بود که جنگ مغلوبه بچه های کلاس و استاد بر سر افطار،به نفع بچه ها تموم میشد و بچه ها با عجله و نفس زنون، کتابهاشونو جمع کرده و نکرده ، با آشفتگی و غرغر به راهرو می دویدند که هر چه زودتر در کار انداختن سفره و چیدن محتویاتش به هم کمک کنند و دق و دلی استاد و درسها رو سر شکمشون خالی کنند!
چه روزهایی بود روزهای ماه رمضون آموزشگاه،کاش میدونستم هر کدوم از بچه ها کدوم  دانشگاه قبول شدن،الان کجان... توی ماه رمضون و پای سفره سحری و افطاری هم انگار جای خیلی ها خالیه، جای پدر بزرگ ها و مادر بزرگهای خیلی از ما خالیه،جای همه اونایی که ماه رمضونو برامون قشنگ و پر خاطره کردن خالیه،حتی جای بعضی از عزیزانمون هم خالیه،پس جای همه رفته هامون خالی و یادشون سبز...

*واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید است و در علت نام گذاری آن به این نام آمده است که چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت،این ماه «رمضان» نامیده شد. رمضان همچنین تعبیری از آبدیده شدن روح وجسم انسان در مقابله با سختی ضربه های نفس و نیز از نام های خداوند است.
 گرچه این ماه از ماه های عربی است و ریشه های مذهبی دارد اما هر چه هست ما ایرانیان جدا از وجه مذهبی و دینی، این ماه را به دلیل آمیخته شدنش با فرهنگ پارسیمان، از گذشته ها و کودکی ها به خاطر داریم،از سحری ها و نیایش های ملکوتی اش،از سختی گرسنگی و تشنگی هایش،از شیرینی عصر ها و غروبهایش،از صدای ربنای "استاد" و لحن خوش "موذن زاده" و افطاری هایش...
 در باور من همانطور که زیبایی خاطرات رمضانی ما بی "ربنا" نا تمام می ماند،"خوان آسمانی" استاد نیز برای بسیاری از ما تداعی گر لحظات زیبای اذان مغرب رمضان است که سالهاست قبل از"ربنا" از رادیو سراسری پخش می شود، چه دلنشین است رمضانی که سحرش  با "نوا" آعاز و افطارش به "ربنا" ختم شود، امیدوارم همه عاشقان بتوانند دل و روحشان را در این دریای ملکوتی شستشو دهند و هر کس به قدر پیمانه وجود خود از می ناب رمضان بنوشد...*

این دهان بستی دهانی باز شد                تا خورنده لقمه های راز شد
 
لب فرو بند از طعام و از شراب            سوی خوان آسمانی کن شتاب

گر تو این انبان ز نان خالی کنی            پر ز گوهر های اجلالی کنی

طفل جان از شیر شیطان باز کن            بعد از آنش با ملک انباز کن

چند خوردی چرب و شیرین از طعام    امتحان کن چند روزی در صیام

چند شبها خواب را گشتی اسیر           یک شبی بیدار شو دولت بگیر

« آواز: استاد محمدرضا شجریان / دستگاه: آوازافشاری »                                                                    شعر: مولانا

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1387/06/12 - ساعت 03:14 توسط محمد بدیعی با موضوع ویژه نامه
لینک ثابت
ارسال نظر در باره این یادداشت (8)




Copyright © 2010 Delgoft. All Rights Reserved