
قلب بزرگشو میون دستاش گرفته بود و داشت تعارف می کرد، انگار با نگاش داشت تمنا می کرد که: " می خوای قلبم مال تو باشه؟ " ته نگاش میشد فکراشو خوند،همه فکرش این بود که یعنی اونی که قلبشو میگیره ارزششو داره؟ پیشش میمونه؟ اگه نموند بدون قلب چیکار کنه؟ اگه موند آزارش نمیده؟ اما اونجا هیچکس نبود که نگاش کنه، تاریک بود، تنها بود، واسه همین حتی از چهره خندونش هم غم می بارید، انگار از پشت اون خنده بلند داشت فریاد می کشید من تنهام...
همه این فکرا تو اون شب بارونی ار سرم گذشت، وقتی که از پشت ویترین شیشه ای تاریک و بخار گرفته مغازه ای که حالا دیگه بسته شده بود به "عروسک قلب به دست" نگاهم افتاد، آخه این داستان خیلی از ماهاست، پشت ویترین بی انتهای دنیا، توی قفس تنگ سرنوشت، دلامون موندن تو دستامون و ما موندیم بی دوست، اونقدر دلای کوچیک و بزرگمون رو بردن و شکستن و آوردن که حتی اگر باز هم کسی خریدارش باشه دیگه چیزی ازش باقی نمونده که باز به کسی تقدیمش کنیم، اما انگار من یاد دل داغون خودم افتاده بودم، کار از این حرفا گذشته، پس همونطور که آروم از مغازه دور می شدم ونگاه خیسم مبحوت به خیابون تاریک و بارونی بود زیر لب خوندم: " نه دیگه این واسه ما دل نمیشه... "

نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
نه دیگه این واسه ما دل نمیشه...
هرچی من بهش نصیحت می کنم
که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمیشه
میگه یا اسم آدم دل نمیشه
یا اگر شد دیگه عاقل نمیشه
بش میگم جون دلم این همه دل توی دنیاست چرا
یه کدوم مثل دل خراب صاب مرده من
پاپی زن های خوشگل نمیشه؟
چرا از این همه دل یه کدوم مثل تو دیوونه زنجیری نیست
یه کدوم صب تا غروب، تو کوچه ول نمیشه؟
میگه یک دل مگه از پولاده
که تو این دور و زمونه چشمشو هم بذاره؟
هیچ چیزی نبینه یا اگر چیزی دید، خم به ابروش نیاره؟
میگم آخه بابا جون ، اون دل پولادی دست کم دنبال کیف خودشه
دیگه از اشک چشش زیر پاش گل نمیشه
میگه هر سکه میشه قلب باشه، اما هر چی قلب شد دل نمیشه
نه دیگه، نه دیگه... نه دیگه این واسه ما دل نمیشه، نه دیگه این واسه ما دل نمیشه...
شاعر،آهنگساز و خواننده : بیژن مفید
Copyright © 2010 Delgoft. All Rights Reserved

| .1389. |
| .1388. |
| .1387. |
| .1386. |
| .1385. |
| .1384. |
Yahoo ID
شمارنده بازدیدکنندگان
|
|