
پاییز هم از نیمه گذشت؛ چه پاییز غمباری بود برام، چه روزای تلخ و سختی گذشت به من، مهمترین چیزایی که تو تمام زندگیم به دستشون آورده بودن ار دست دادم و همزمان با اون حرمت مقدس ترین سمبل های زندگیم هم جلوی چشمام به دست خودشون شکسته شد، حرمتی که شاید مدتها پیش بارها شکسته شده بود و من شکستنشونو باور نکرده بودم، یک بار دیگه خورشید زندگیمو پشت تاریکی ابرای سنگین پاییز گم کردم، پاییز امسال دیگه همه غمهامو به اوج رسوند و همه امیدهامو به چاه انداخت، چطور میشه شرح داد سرگذشت پاییزو که گاهی حتی جمله ها یارای کشیدن بار سنگین غمها رو ندارن...
اما این برای من معنای پاییز نیست، پاییز ذهن من هنوز همون فصل رویایی و زیبایی هستش که توش باید راه رفت و از صدای خش خش آروم برگای ظریفش غرق عشق شد، من صبور سرسخت مثل همیشه این تاریکیو باور نمی کنم، بازهم مطمئن تر از همیشه از جام بلند میشم و با همه قدرتم ابرای تیره رو از جلوی خورشید روشنم کنار میزنم؛ چون ایمان دارم همیشه زیبا ترین آفتاب ها از پشت تیره ترین ابرهای پاییزی بیرون اومدن...
شعر و آهنگ زیبای این یادداشتو که چکیده همه حرفهای من و نیز یکی از غمگین ترین آثار قدیمی و کمیاب استاد هست تفدیم می کنم به همه عاشقای بی نام و نشونی که همه عمر به عشق جانانه ای سوختند که حتی اگر هنوز نیومده، همیشه امید اومدنش غم نبودنش رو براشون قابل تحمل کرده....
سينه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در اين خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بين که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
آشنايی نه غريب است که دلسوز من است
چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخت
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد
خانه عقل مرا آتش ميخانه بسوخت
چون پياله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نخفتيم شب و شمع به افسانه بسوخت
«آواز: استاد محمد رضا شجریان / آهنگساز: همایون خرم / دستگاه: دشتی» شاعر: حافظ
Copyright © 2010 Delgoft. All Rights Reserved

| .1389. |
| .1388. |
| .1387. |
| .1386. |
| .1385. |
| .1384. |
Yahoo ID
شمارنده بازدیدکنندگان
|
|