
هر روز از روزهای این فصل داغ و بی معنا که میگذره خدارو شکر می کنم که یک روز دیگه به پایانش نزدیکتر میشیم! دلتنگ روزای زرد پاییز و روزای سپید زمستونم... دلتنگ درختای تکیده و برگای خشکیده و برفای سپید و سکوت زیبای یخ بندونم... چه زیبا و پر خاطره میشن زمستونا و پاییزایی که توشون دستای مهربون و قلبای گرمی رو تجربه می کنی... همه زیبایی خاطرات گذشته به افرادیه که اونارو ساختن و توی زمستونا و پاییزای من جای یه عشق آرمانی بد جوری خالیه... یعنی میشه این پاییز هم زیبا باشه؟!
من مرگ نور را
باور نمی کنم
و مرگ عشقهای قدیمی را
مرگ گل همیشه بهاری که می شکفت
در قلبهای ملتهب ما
مانند ذره
ذره مشتاق
پرواز را به جانب خورشید
آغاز کرده بودم
با این پرشکسته
تا آشیان نور
پرواز کرده بودم
من با چه شور و شوق
تصویر جاودانه آن عشق پاک را
در خویش داشتم
اینک منم نشسته به ویرانسرای غم
اینک منم گسسته ز خورشید و نور و عشق
در قلب من نشسته زمستان دیر پا
من را نشانده اند
من را به قعر دره بی نام و بی نشان
با سر کشانده اند
بر دست و پای من
زنجیر و کُند نیست
اما درون سینه من
زخمی ست در نهان
شعری؟
- نه
آتشی ست؛
این ناسروده در دلم
این موج اضطراب
من مانده ام ز پا
ولی آن دورها هنوز
نوری ست
شعله ای ست
خورشید روشنی ست
که می خواندم مدام
اینجا درون سینه من زخم کهنه ای ست
که می کاهد مدام
با " رشک نوبهار" بگویید
زین قعر دره مانده خبر دارد؟
یا روز و روزگاری
بر عاشق شکسته گذر دارد؟
«آهنگساز و تکنواز تار: استاد هوشنگ ظریف» شاعر: حمید مصدق
این بار هم کنسرت با شکوهی بود، مثل همیشه پر شور و پر جمعیت و مثل همیشه هم استاد سنگ تموم گذاشت و گروه هم به همراهی استاد بهترین اجرای خودشو به نمایش گذاشت،همچنین اجرای چند آهنگ جدید و چند کار بسیار زیبا و خاطره انگیز از کارهای قدیمی، زیبایی کار استاد رو چند برابر کرد. به هر حال از هر نظر بسیار عالی بود...
و از اینها که بگذریم تغییراتی در سایت ایجاد کردم که از جمله اونها میشه به اضافه کردن تاریخ شمسی و میلادی ( کارآمد در صورت درست تنظیم بودن زمان سیستم کاربر) و جستجوگر گوگل با دو امکان جستجوی کلی و جستجو در سایت هست که به کاربران اجازه می ده که در مطالب گذشته سایت هم بتونن مطلب مورد نظرشونو جستجو کنن، همچنین اضافه کردن بخش آرشیو کلیپ های سایت و نیز ارتقاء روزانه بخش آرشیو موسیقی هم از دیگر تغییرات سایته...
همچنین بعد از مدتها تلاش اشکالات بخش کلیپ منتخب هفته حل شد و یک کلیپ قدیمی و کمیاب و البته خیلی زیبا هم از استاد داخلش گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد (البته لازم به یاد آوری نیست که تمام کلیپ های صوتی و تصویری که از نظر حجمی سنگین هستند برای بارگذاری کامل و اجرا شدن بی نقص روی سیستم نیاز به زمان کافی دارن و ضمنا دوستای عزیز برای جلوگیری از به هم ریختگی صداها حتما باید قبل از اجرا کردن موسیقی زمینه هر یادداشت، موسیقی های قبلی در حال پخش و نیز موسیقی اوتوماتیک آخرین یادداشت رو متوقف کنن که بتونن از فضای این سایت نهایت استفاده رو ببرن)
« عنوان کلیپ جدید منتخب هفته: بت چین - کنسرت حافظیه در شیراز - استاد شجریان - دستگاه کرد بیات - اجرا ۱۳۵۳»
و در آخر باز هم تنهایی و بی همزبونی و مشکلاتهمیشگی که انگار هیچوقت تمومی ندارن؛ به این فکر می کنم که آیا اون روز می رسه که بتونم به این روزا فقط به چشم یه خاطره تلخ نگاه کنم؟ آیااین روزای بی کسی من و مشکلات بی حد و اندازه من تموم می شن؟ آیا روزای خوشی هم هست؟... و بعد از فکر کردن به تمام اینها زیبا ترین و رسا ترین زبان باز هم کلام شیوای استاده که این بار هم مثل همیشه آینه تلخی تک تک لحظه های منه. لحظه هایی که به تنهایی در میون جمع می گذرن؛ تنهایی در میون عده ای که همگی ادعا می کنن خیلی دوستت دارن اما هیچ کدومشون از ناراحتی ها و مشکلاتت با خبر نیستن، تنهایی در میون عاشقای سینه چاکی که با دونه دونه شون غریبه ای، تنهایی در آغوش جمعیت دوست نمایی که حتی نمی تونی باهاشون درددل کنی ،... و در آخر باز هم مجبور می شی که از دستشون به همون کنج خلوت خودت فرار کنی که باز هم باورت بشه تنها جنگیدن بهتر از بودن در میون این جماعته... ولی میدونم که میرسه روزی که فرشته نا شناس و خیالی قصه های من هم بیاد و بتونه همتایی بر چشمای زیبا و دستای هنرمند عشق بی همتای گذشته ام باشه، و حقیقتا اون روز روز قشنگی خواهد بود...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیز رو ساقیا جامی به من ده تا بیآسایم دمی
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت واز نو آدمی
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست ره روی باید جهانسوزی نه خامی بی غمی
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی
«خواننده: استاد محمدرضا شجریان / آهنگساز: پرویز مشکاتیان / دستگاه: کرد بیات» شاعر: حافظ
بالاخره بعد از دوسال دوباره استاد طلسم سکوتشو شکست و شروع به برگذاری کنسرت کرد و همزمان با این رویداد مهم اثر جدید استاد به نام "غوغای عشق بازان" هم ۳ روز پیش منتشر شد که آهنگ زمینه همین یادداشت به صورت خیلی داغ و تازه بخشی از همین آلبومه...
خبر خوبی بود؛ به نظر من که این روزها غوغای حقیقی عشق بازان رو میشه روبروی تالار وزارت کشور دید؛ اونم در چشم ها و دل های کسانی که جمع میشن تا یک بار دیگه شاهد هنر نمایی خسروی آواز ایران باشن. برای تمام دل دادگان استاد آرزو می کنم که بتونن با همه وجود این روزها و لحظه های بی نظیر رو درک کنن و از شمع وجود استاد نهایت بهره رو ببرن...
( ضمنا قسمت آرشیو موسیقی سایت هم به روز رساانی شد)
ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی دودم به سر بر آمد زین آتش نهانی
ای بر در سرایت غوغای عشقبازان همچون برآب شیرین آشوب کاروانی
تو فارغی و عشقت بازیچه می نماید تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی
شهرآن توست و شاهی فرمای هر چه خواهی گر بی عمل ببخشی ور بی گنه برانی
«خواننده: استاد محمد رضا شجریان / آهنگساز: محمد رضا شجریان / دستگاه: دشتی،آواز دیلمان» شاعر: سعدی
Copyright © 2010 Delgoft. All Rights Reserved

| .1389. |
| .1388. |
| .1387. |
| .1386. |
| .1385. |
| .1384. |
Yahoo ID
شمارنده بازدیدکنندگان
|
|