
عقل گفت: من سبب کمالاتم ، عشق گفت: من در بند خیالاتم.
عقل گفت: من بوسم بوستان سلامت را ، عشق گفت: من یوسفم زندان ملامت را.
عقل گفت: من سکندر آگاهم ، عشق گفت: من قلندر درگاهم.
عقل گفت: من در شهر وجود مهترم ، عشق گفت: من از بود و وجود بهترم.
عقل گفت: مرا علم و بلاغت است ، عشق گفت: مرا از هر دو عالم فرغت است.
عقل گفت: من آینه مشورت هر بالغم ، عشق گفت: من از سود و زیان فارغم.
عقل گفت: مرا لطایف غرایب یاد است ، عشق گفت: جز دوست هرچه گویی باد است.
عقل گفت: من رقیب انسانم، نقیب احسانم، بسته تکلیفاتم، شایسته تشریفاتم، گشاینده در فهمم، زداینده زنگ وهمم، گلزار خردمندانم، مستغفر هنرمندانم، ای عشق تو را کی رسد که دهان باز کنی و زبان به طعن درازکنی؟ تو کیستی؟ تو خرمن سوخته ای ومن مخلص لباس تقوا دوخته.
عشق گفت: من دیوانه جرعه ذوقم، برآرنده شعله شوقم، زلف محبت را شانه ام، زرع مودت را دانه ام، منصب ایالتم عبودیت است، متکای جلالتم جیرت است، گنج خرابه بسطامم، سنگ قرابه ننگ و نامم، ای عقل تو کیستی؟ تو مودب راه و من مقرب درگاه...
«موسیقی: استاد علیزاده - دستگاه نوا» خواجه عبدالله انصاری
Copyright © 2010 Delgoft. All Rights Reserved

| .1389. |
| .1388. |
| .1387. |
| .1386. |
| .1385. |
| .1384. |
Yahoo ID
شمارنده بازدیدکنندگان
|
|